والا به نظر من که شعر طنز نيست

پریشبا حضرت حاجی کرم        شوهر دختر خاله ی مادرم

چون که ماشین نو خریده بودن    خدمت والده رسیده بودن

پس از تعارف و کمی حرف مفت     یهو یه کاره رو به من کرد و گفت

نشستی و این همه خوندی که چی؟   توی مخت کتاب چپوندی که چی؟

آخر ٍ خوندن اول ٍ سختیه   علم و هنر مایه ی بدبختیه

درسته که درستو فوت آبی    باید بشینی کشکتو بسابی

ما اگه پول گنده در میاریم   شکر خدا سوات موات نداریم

حاجیت توی توپخونه آش میرفوشه   کارش یه کم سخته ولی نون توشه

تازگیا خرجا رو بالا دیدم    زد به سرم یه دکه هم خریدم

حالا تو هی بشین رساله بنویس   هی توی روزنامه مقاله بنویس

میترسم آخر چپقت چاق بشه    اوضاع روحیت یهو اوراق بشه

خلاصه این که اگه آدم بشی    ماشین میدم بری  مسافر کشی

تو که خودت معدن عقل و هوشی   بیا برو واستا کوپون فروشی

خیر سرت میگی نویسنده ای  صحبت پول میشه که شرمنده ای

آخه به این شعر و ورا میگن کار؟    برو پی یه کار نون و آب دار

اونایی که کار اداری دارن     بعضیاشون خوب پولی در میارن

همساده ی ما سد جواد حاجی   تو این مزایده تو اون حراجی

همش با گنده گنده ها میپره   صد تای ما رو با یه چک می خره

شعر چیه؟ کتاب کیلویی چنده؟  این چیزا رو حاجی نمی پسنده

هنوز مخت روی کتاب سه پیچه؟ بابا زمان آش و ساندویچه

شاید بگی روده درازی  کردم   با اعصابت بی خودی بازی کردم

گفتم آخه زبون من آتیشه    هر چی بگم بی احترامی میشه

نهایتا توی یه جمله گفتم    یاد (( عقاب)) خانلری میفتم

/ 9 نظر / 16 بازدید
شيطون کوچولو

سلام بابا دمت گرم خيلی با حال بود هميشه اينقدر دیر آپ می کنی؟ من لينکيدمت هميشه موفق باشی.

real

جیگرتو بخورم! پهلوون اینو به بچه ات هم میگی یا میرفستیش کلاس رانندگی؟ آموزگار

بهمن

سلام مزی جان، گاهی هم از این دست کارا حال خودشو داره، یاد کارای توفیق میندازه منو، اگر بخوای طنز رو رقیق کنی کار به اونجا میکشه، طنز باید پاچه ور مالیده باشه

abdol mikh

vala tanz shere daronmaye ke hasy , ba ehteram

درسته طنز نيست مرثيه است

م.سحر

afarin mazdoshte aziz sadeh , ravoon , salem va banamak bood maktabe dehkhod dar charand o parand ra beyadam avord in kar ra hatmn taghib kon kheyli mayeh dari dar in zamineh be kare moosighiye pop va rap ham mikhorh damet garm m.sahar http://msahar.blogspot.com/

شيداب

مزدشت جان تو که اينهمه طنازی يه طنز هم بنويس واسه بازی مدرسه که دعوتت کردم ضايع بازی هم درنيار